...
من درون غم خود...
غوطه ور بودم و حیران.... ناگاه...
روح سبزی به بلندای امید... چو گل پیچک سبز
بر تمام بدنم بالا رفت
با خود اندیشیدم... نکند دست قضا
قصد دلگرمی ما را دارد !؟ نکند باز تقاضا و تمنا دارد !؟
خوب اندیشیدم
ناگهان...ناگهان
مرغ دلم اوج گرفت
چه عجیب است خدا...![]()

+ نوشته شده در دوشنبه 10 اسفند1388ساعت 17:1  توسط سوگند
|